السيد الخميني
79
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
امانت بزرگى از دست اين ملت تحويل گرفتيد و مقتضاى امانتدارى اين است كه آن را به طور شايسته حفظ كنيد و به طور شايسته به نسل آينده و دولتهاى آينده تحويل بدهيد ، و مادامى كه اين طور باشيد ملت پشت شماست ، و مادامى كه ملت همراه شما باشد هيچ آسيبى به شما و به كشور نمىرسد . يكى از انگيزههايى كه ديكتاتورى پيش مىآورد اين است كه ديكتاتورها مىبينند ملت همراهشان نيست ، اعمال ديكتاتورى مىكنند . يكى از انگيزههاست البته ، انگيزههاى ديگر هم دارد . چنانچه ملتها همراه دولت باشند ، وجهى پيدا نمىكند كه ديكتاتورى بكنند با ملت خودشان ، مجهز مىشوند براى كسانى كه به آنها حمله مىكنند . وقتى كه ملت جدا باشد از دولت و دولت هم بخواهد از ملت استفاده كند و بدوشد ملت را ، ديكتاتورى پيش مىآيد . در اين رژيمهاى سابق شاهنشاهى وضع اين طور بود كه مردم حال گريز داشتند ، و اينها مىخواستند آنها را با فشار نگه دارند و از آنها بدوشند ، از اين جهت ديكتاتورى پيدا مىشد . شاهش ديكتاتور بود و - عرض مىكنم كه - استاندارهايشان هم همين طور ، و فرماندارهايش هم همين طور ، و شهربانىاش هم همين طور ، و همهشان ، ارتش هم همين معنا بود . براى اينكه ، اينها مىديدند كه مردم با آنها همراه نيستند ، آنها هم كه مىخواهند استفاده بكنند ، مسأله هم استفاده بود ، نه مسأله براى انگيزهء انسانى بود ، براى استفاده بود ، از اين جهت ، اين انگيزهء ديكتاتورى مىشد ، تو سر مردم زدن مىشد . آن روزى كه شما احساس كرديد كه مىخواهيد فشار به مردم بياوريد بدانيد كه ديكتاتور داريد مىشويد . بدانيد كه مردم معلوم مىشود از شما رو برگرداندهاند . مادامى كه مردم هستند و كمك دارند به شما مىكنند ، شما اگر مردم نبودند نمىتوانستيد اين جنگ را اداره بكنيد ، اين شك ندارد . مردم اداره كردند ، يعنى اين سپاه مردمند ، اين بسيجىها مردمند ، ارتش هم امروز مردم است . اگر ارتش سابق بود همان طورى كه خيال كرده بود صدام ، خيالش به واقعيت مىپيوست . براى اينكه ، يك ارتشى بود كه انگيزهء اسلامى نداشت و انگيزهء منافع شخصى داشت و به مجرد اينكه وارد مىشدند آنها هم دست بر مىداشتند . خوب ، ما سابق ديديم كه وقتى كه جنگ